قهرمان ميرزا عين السلطنه
1778
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
حاليه از عهده برنيامد عزل شد . با وجودى كه قرار نبود سردارها را به حكومت روانه كنند مگر از ابو ابجمعى خود استعفا كنند ظفر السلطنه را فرستادند . بدون آنكه افواج او را به كسى بدهند . اين حكم را در روزنامهء دولتى هم نوشته و چاپ كردند . ورود شاه بارى حضرت اقدس خيلى دير تشريف آوردند . راست به سمت تخت مرمر [ رفتند . ] مثل اعياد گذشته فورا افواج لخت ، سروپا برهنه ، گرسنه دفيله كرده شليك كردند و تمام شد به باغ تشريف بردند . روز شانزدهم گفتند شاه وارد آستارا كه سرحد است مىشوند . همه شهر مىمانند كه تلگرافخانه رفته تبريك و تقديم ورود بدهند . شب هم آتشبازى كرده بعد به شمران . من آقاى عماد السلطنه « 1 » را ميان جمعيت گم كردم . ناچار بيرون آمده درشكه كرايه كرده به خانهء همشيره شاهزاده آغا « 2 » رفتم . آنهم براى وداع خانه آقا رفته بودند . « 3 » ناهار خورده با معين دفتر « 4 » و ميرزا محمد حسين خان همشيرهزاده « 5 » قدرى صحبت كردم . آنها خوابيدند من پياده خانهء حضرت و الا « 6 » [ آمدم ] از بچههاى حاجى افخم الدوله « 7 » احوالى پرسيده چائى خورده به خانهء آقاى عماد السلطنه [ رفتم ] . سوار خواجهوند قبل از فوت سپهسالار ، صدراعظم سوار خواجهوند را به آقاى عماد السلطنه دادند يعنى دستخط آن را . تا آن گوربهگورى زنده بود هرچه كرد امضاء نداد . بعد جزو ادارهء نصر السلطنه سردار معظم شد . تا از اردبيل بيايد خيلى طول كشيد . هنگام رفتن به فرنگستان فرمودند عوض خواجهوند كرد و ترك مرحمت شد . تا ماه گذشته معوق مانده بود . نمىدانم سردار خوابى ديد يا صدراعظم باز مرقوم داشته بود كه آقا را خواسته همان سوار خواجهوند را داد . ايشان هم زودتر به شهر تشريف بردند تدارك خود را ديده كه به سلامتى كلاردشت و كجور به سركشى ئيل و سوار بروند . خواجهوند پانصد
--> دنبالهء يادداشتهاى مسعود سالور ( 1 ) - عماد السلطنه حسينقلى ميرزا سالور برادر بزرگ مؤلف . ( 2 ) - شاهزاده آغا معصومه خانم همشيرهء مؤلف . ( 3 ) - آقا مقصود عماد السلطنه است . ( 4 ) - معين دفتر محمد حسن خان حسابى شوهر همشيره مؤلف بعد ملقب به نصرت الملك شد . ( 5 ) - ميرزا محمد حسين خان حسابى عميد الملك فرزند معين دفتر . ( 6 ) - حضرت و الا مقصود عبد الصمد ميرزا عز الدوله پدر مؤلف است . ( 7 ) - افخم الدوله فريدون ميرزا سالور برادر كوچك مؤلف . ( تولوى خان سابق الذكر )